بسمه تعالی
جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی
با سلام ، متقابلاً ایام خجسته سی و یکمین دهه فجر پیروزی انقلاب بزرگ اسلامی را به شما و خانواده معظم امام راحل (ره) تبریک میگویم و سلامتی و دوام عمر شما را از خداوند متعال خواهانم. به اطلاع جنابعالی میرسانم :
1 ـ برنامههای دهه فجر امسال گستردهتر از همیشه و با بهرهگیری از تمامی ظرفیت آرشیوی و تجارب گذشته با تولید بیش از 1000 ویژه برنامه در سیما، صدا، شبکههای استانی و برونمرزی و حوزه سیاسی سازمان و برای اقشار و سطوح مختلف جامعه در داخل و خارج کشور در حال پخش است.
2 ـ محور و هویت انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) است، لذا در نوع این برنامهها شخصیت جامع و استثنائی آن یگانه دوران در ابعاد مختلف مبارزاتی، سیاسی، فقهی، اخلاقی، عرفانی و سلوک رفتاری مورد بررسی قرار میگیرد.
3 ـ بررسیهای سالهای اخیر نشان میدهد که نسل جوان و حتی نسلهای گذشته از طریق برنامههای رسانه ملی با بسیاری از ویژگیهای شخصیتی و متعالی امام خمینی (ره) آشنا شده و با او پیوندی مستحکم برقرار کردهاند. این در حالی است که به گفته شما دشمنان قسم خورده انقلاب و امام و رسانههای بیگانه و به اعتقاد من با همراهی ضد انقلاب داخلی و پشیمان شدگان و در راه ماندگان انقلاب سعی در مخدوش کردن چهره آن عزیز سفر کرده و نابودی راه نورانی او دارند.
4 ـ مستند «شاخص» یکی از این صدها ویژه برنامه رسانه ملی است که با بهرهگیری از رهنمود اخیر رهبر معظم انقلاب که مفسر واقعی فرمایشات و سیره امام خمینی (ره) هستند، تولید شده است. این مستند بر آن است که سلوک حکومتی امام عزیز را مورد بررسی قرار دهد و البته در این مسیر چهره مقتدر و سازشناپذیر، مستدل و عقلانی، روشنگر و آگاهیبخش، متواضع، با محبت و مهربان، آرامش بخش و حتی همراه با طنز و مطایبه معظم له نیز مورد توجه قرار گرفته است.
سازندگان این مستند؛ با ذکر تاریخ سخنرانی؛ شأن نزول آن و تبیین شرایط ویژه جامعه در آن مقطع زمانی نهایت امانتداری را به خرج دادهاند. در این مستند روشنگری و اطلاعرسانی پیرامون امام و قانون، امام و بنیصدر، امام و فلسطین، امام و مردم، امام و جمهوری اسلامی، امام و ولایت فقیه، امام و گروهکها و ... که از اساسیترین موضوعات مورد نیاز در جامعه است، مورد بررسی قرار گرفته است.
نگاه ما به امام؛ نه صرفاً به عنوان یک شخصیت مقطعی و کاریزماتیک و پدری مهربان و عارف، بلکه در جایگاه یک مصلح بزرگ جهانی و ارائهدهنده تئوری نجاتبخش و مترقی «ولایت فقیه» برای هدایت آحاد انسانها تا ظهور منجی عالم بشریت روحی لهالفداء است و همکاران آگاه و متعهد ما دقیقاً در راستای این هدف متعالی و ترسیم جامعیت شخصیت حضرت امام (ره) تلاش کردهاند.
5 ـ چارچوب مستند شاخص مشابه مستند قبلی «امام روح الله» است که از ناحیه جنابعالی و موسسه نشر آثار حضرت امام (ره) مورد تحسین و تقدیر قرار گرفت. نکته تأمل برانگیز این است که در این فاصله کوتاه زمانی چه اتفاقی رخ داده که شاخصهای قضاوت اطرافیان شما را تا این حد دگرگون ساخته است.
از من خواستهاید که از یاران نزدیک امام دعوت کنم تا درباره امام صحبت کنند و موضوع روشن شود. پخش مستند سخنان این یاران نزدیک که در همان شرائط زمانی سخن گفته و اعلام موضع کردهاند بسیار واقعیتر و باورپذیرتر است تا امروز و اتفاقاً ارزش هنری و حرفهای مستند نیز به همین است!
هر چند که تحلیلهای تکمیلی بسیاری از آنان در شرائط فعلی به جای خود مفید و قابل استفاده است.
6 ـ همانگونه که اشاره کردهاید؛ خودتان این برنامه را ندیده و به «منابع موثق» اکتفا نمودهاید! توقع زیادی نیست که از شما بخواهم یا شخصاً قسمتهایی از این مستند را ببینید و یا سرزده به میان مردم و اجتماعات آنان، خصوصاً پابرهنگان جنوب شهر که امام(ره) تا آخرین لحظه یک موی آنان را به کاخ نشینان نداد بروید و با آنان در مورد این برنامه و دیگر برنامههای مربوط به امام در رسانه ملی صحبت کنید.
7 ـ آیا پاداش این همه تلاش برای نشان دادن چهره نورانی آن امام بزرگ به هنرمندان، برنامهسازان، دوستداران و علاقهمندان آن عزیز سفر کرده در رسانه ملی عباراتی نظیر «غیرصادقانه»، «تحریف آمیز»، «خشن»، «شخصیت دست ساخته سیما»، «فرسنگها فاصله با حقیقت امام»، «اشتباه فاحش»، «چشم پوشی از هزاران هزار جلوه رأفت و محبت امام» ، «مخدوش کردن چهره عارف کامل ، مهربان و مقتدر» ، «نیاز به تذکر کتبی» و ... است ؟!
نمیخواهم رنجنامه بنویسم که یکبار برای همیشه پدر رنج کشیده شما از طرف همه ما بچههای انقلاب؛ آن را به یادگار گذاشته است.
سخن این است همانگونه که به حکم وظیفه فرزندی امام، اعتراض جدی به اقدامات صداوسیما دارید؛ ای کاش همین گونه هم نسبت به حوادث 8 ماه گذشته و جفایی که دشمنان انقلاب و اسلام به اساس نظام جمهوری اسلامی و میراث گرانبهای امام کردند و بغض و کینه سالیان خود را در کوچه و خیابان فریاد زدند؛ بیانیه میدادید و آن اقدامات شرمآور را نیز محکوم میکردید.
با شما ناگفتههای فراوان دیگری نیز دارم. این مقدار هم صرفاً به دلیل علنی شدن دستخط مستقیم جنابعالی بود که تصور آن نمیرفت.
با این همه، مجموع این دو نامه مایه خیر و برکت و خلق انگیزه و ظرفیت جدیدی برای بررسی همه جانبه رویدادها و سلوک حکومتی امام عزیز در دهه اول انقلاب است همان ده سالی که رهبر فرزانه انقلاب در مورد آن فرمودند:
دوران ده ساله حیات مبارک امام خمینی(رضوانالله تعالی علیه)، الگو و نمونه حیات جامعه انقلابی ماست و خطوط اصلی انقلاب، همان است که امام ترسیم فرمودند. دشمنان خام طمع و کوردل که گمان کردند با فقدان امام خمینی، دوران جدید با مشخصات متمایز از دوران امام خمینی(قدس سره) آغاز شده است، سخت در اشتباهاند. امام خمینی، یک حقیقت همیشه زنده است. نام او پرچم این انقلاب و راه او راه این انقلاب و اهداف او اهداف این انقلاب است.
پ.ن :
ما زیاران چشم یاری داشتیم / خود غلط بود آنچه میپنداشتیم
نوه بزرگوار امام عزیزمان لطفا بصیرت بصیرت بصیرت ...... خط امام این است.
مطلب تکمیلی دوست بزرگوارمان در وبلاگ ساحل http://sahel69.blogfa.com/
نامه حجه الاسلام سید حسن خمینی در ادامه مطلب آمده است
نظرات ()مدیر شبکه سه با تاکید بر اینکه در برنامه مناظره "رو به فردا" خطوط قرمز نداریم، از عدم پذیرش دعوت این برنامه توسط برخی چهره های سیاسی یک جناح و یا شرط گذاشتن برخی میهمانان برای تعیین مناظره کننده مقابل خبر داد. آقایان تابش(رئیس فراکسیون اقلیت)، مسجد جامعی، مجید انصاری، کریمی(نماینده کرمان)، محمود دعایی، مسیح مهاجری و... دعوت ما را رد کردند
علیاصغر پورمحمدی مدیر شبکه سه درباره شکلگیری برنامه مناظره "رو به فردا" و اهداف آن به مهر گفت: در شورای طرح و برنامه شبکه سه تصمیم گرفتیم ادامه برنامه "رو به فردا" در قالب مناظره از شبکه سه تهیه و پخش شود، به همین دلیل پیشنهاد برنامه مناظره "رو به فردا" را به آقای میرباقری معاون سیما دادیم که بعد از موافقت ایشان و تایید آقای مهندس ضرغامی برنامه روی آنتن رفت. البته تاکید آقای ضرغامی هم در تولید این برنامه بیتاثیر نبود، چرا که ایشان به شبکهها دستور تولید برنامههای مناظره را داده بود.
وی درباره اینکه برنامه مناظره "رو به فردا" تا چه حد بر اساس الزامات شرایط روز تهیه میشود، گفت: قرار نیست صرفاً برنامه مناظره محور باشد و گاهی به فراخور موضوعات روز و دغدغههای عمومی به موضوعات مختلف میپردازیم، حتی تصمیم گرفتهایم در برنامههای مناظره فراتر از موضوعات سیاسی و در میزگرد تخصصی با حضور صاحبنظران به موضوعهای داغ اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هم بپردایم.
مدیر شبکه سه خاطر نشان ساخت: پیش بینی میکنیم در این زمینه مهمانان مختلف در برنامههای مناظره حضور داشته باشند و موضوعات داغ را مطرح کنیم. در واقع علاقهای نداریم فقط روی موضوع سیاسی تمرکز داشته باشیم.
پورمحمدی درباره طریقه دعوت افراد در برنامه مناظره "رو به فردا" گفت: برای هر موضوعی فهرستی از اشخاص متناسب با موضوع تهیه میکنیم. البته هماهنگی با افراد برای شرکت در یک مناظره با جناحهای مختلف کار دشواری است و بارها آمدن مهمانان دستخوش تغییرات قرار میگیرد.
وی ادامه داد: همانطور که آقای مهندس ضرغامی تاکید کردند قرار است در برنامههای مناظره از همه جریانات سیاسی دعوت کنیم، چرا که فلسفه وجودی برنامه مناظره ایجاب میکند تا از همه سلایق و جناحهای مختلف حضور داشته باشند، اما متاسفانه یک جریان سیاسی تمایلی به شرکت در برنامه را ندارند، شرط و شروط میگذارند، بدقولی میکنند و در آخرین لحظات از حضور در برنامه انصراف میدهند.
مدیر شبکه سه درباره اینکه آیا صدا و سیما در برنامههای مناظره برای صحبت مهمانان خطوط قرمز میگذرد، گفت: نه، ما هرگز خط قرمز برای مهمانان نگذاشتیم و اعتقادی هم به این کار نداریم.
پورمحمدی درباره هفتگی شدن پخش برنامه "رو به فردا" گفت: پخش این برنامه از ابتدا هم به صورت هفتگی تصویب شده بود و در زمانی که پخش فوتبال قطع شد به صورت سه شب در هفته روی آنتن رفت و بعد از شروع مسابقات دوباره پخش آن هفتگی شد. پخش برنامه "رو به فردا" تا پایان ایام دهه فجر متوقف شده و برنامه "دیروز امروز فردا" هر شب روی آنتن شبکه سه میرود. بعد از دهه فجر دوباره "رو به فردا" روی آنتن میرود. البته امیدوارم مهمانان در این برنامه مناظره شرکت کنند.
وی با اشاره به کسانی که شرکت در برنامه مناظره "رو به فردا" را رد کردند، گفت: آقایان تابش، مسجد جامعی، مجید انصاری، کریمی (نماینده کرمان)، محمود دعایی، مسیح مهاجری و... دعوت ما را برای شرکت در برنامه "رو به فردا" رد کردند. همچنین آقایان علیخانی، حضرتی، مرعشی، علی عسگری (عضو مجمع تشخیص مصلحت) و... آمدن به برنامه را به آینده موکول کردند یا برای فرد مقابلشان در مناظره شرط گذاشتند.
مدیر شبکه سه درباره انتخاب یامینپور برای اجرای برنامه "رو به فردا" گفت: او از مجریان شبکه سه است و اجرای برنامه "ایران 88" را به عهده داشت. علاوه بر آن مجری با سواد و با تحصیلات بالا است. بنابراین بهترین گزینه برای اجرای برنامه است.
پورمحمدی درباره اینکه یامینپور بیشتر گرایشاش به سمت یک جناح است و این را میتوان در صحبتهایش در مناظره متوجه شد، گفت: نه، این مسئله را قبول ندارم.
وی درباره نحوه بالا بردن جذابیت مناظرهها برای مخاطبان عنوان داشت : سعی میکنیم موضوعات جذاب و متنوع را برای مباحث انتخاب میکنیم تا با دعوت از صاحبنظران به نتایج مطلوبی در مباحث برسیم. برنامه "رو به فردا" فرصت خوبی برای ارائه نظرات، دیدگاهها و تفکرات گوناگون صاحبنظران و متفکران از جناحهای مختلف در کشور است تا پیرامون موضوعات مختلف مباحثه صورت بگیرد.
مدیر شبکه سه در پایان اشاره کرد: نباید انتظار داشت که در این مباحثهها یک نفر پیروز و یک نفر شکست میخورد. در واقع علاقمندان باید شجاعانه در این برنامه شرکت کنند.
لینک اصلی خبر : http://www.rajanews.com/detail.asp?id=43763
نظرات ()افراد وابسته به گروه سبز تلاش کردند تا با طرح ریزی سناریوی "تحریم امتحانات پایان ترم"، ذهن دانشجویان را از تمرکز بر روی درس ها منحرف کنند ولی با بی اعتنایی دانشجویان، این پروژه سبزها هم شکست خورد.
به گزارش شبکه ایران، شکست پروژه ایجاد التهاب در دانشگاه ها در روز 16 آذر، اعضای وابسته به گروه موسوم به سبز را به طراحی یک پروژه جدید برای ایجاد تنش در دانشگاه واداشت.
این افراد تلاش کردند تا با طرح ریزی سناریوی "تحریم امتحانات پایان ترم"، ذهن دانشجویان را از تمرکز بر روی درس ها منحرف کنند و فضای درگیری و تنش را که با هوشیاری دانشجویان در روز دانشجو کنترل شده بود، در دانشگاه ها احیا کنند.
در این میان، نکته قابل توجه، حمایت و پوشش گسترده رسانه های خبری ماهواره ای نظیر شبکه بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و رسانه های اینترنتی بیگانه از این پروژه بود.
این رسانه ها که سعی داشتند با پوشش گسترده برخی تحرکات دانشجویی همچون روز 16 آذر و ترغیب گروه سبز به آشوبگری، مسیر علمی دانشگاه ها را دچار انحراف کنند، پس از مشاهده بی تفاوتی اکثر دانشجویان، درصدد حمایت از "پروژه تحریم امتحانات" بر آمدند.
با تمام این تلاش ها، این پروژه هم با ناکامی مواجه شد و هیچگونه اختلالی در امتحانات دانشگاه ها به وجود نیامد.
برگزاری امتحانات دانشگاه امیرکبیر در آرامش کامل
طیف غیر قانونی علامه، وابسته به دفتر تحکیم وحدت که با دستگیری یکی از اعضای اصلی خود در هنگام فرار از دانشگاه با چادر و لباس زنانه، آبروی خود را از دست رفته می دید، تلاش گسترده ای را برای ایجاد اختلال در امتحانات پایان ترم آغاز کرده بود.
اعضای این گروه تندرو با انتشار بیانیه های متعدد و تند در سایت خبرنامه امیرکبیر و همچنین مصاحبه با شبکه انگلیسی بی بی سی فارسی، تلاش کردند تا دانشجویان این دانشگاه را با خود همراه کنند.
با این حال، بی اعتنایی دانشجویان به این درخواست افراطیون باعث شد تا امتحانات این دانشگاه در نهایت ارامش و طبق روال عادی و همیشگی خود برگزار شود.
معاون آموزشی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در خصوص برگزاری امتحانات این دانشگاه در ترم اول سال تحصیلی 88-89 اظهار داشت: "تمامی امتحانات دانشگاه صنعتی امیرکبیر در زمان خود و به صورت صحیح برگزار شد و مشکلات پیش آمده بسیار اندک و قابل اغماض بود".
وی با بیان اینکه هم اکنون آماده ورود به ترم جدید هستیم، خاطرنشان کرد: "در زمان برگزاری امتحانات دانشگاه صنعتی امیرکبیر این دانشگاه شاهد برگزاری حدود 35 هزار امتحان بود و فقط تعداد معدودی در امتحانات دانشگاه حاضر نشدند".
پشیمانی دانشجویان سبز دانشگاه خواجه نصیر
همچنین تعدادی از حامیان گروه سبز که به واسطه تبلیغات رسانههای ماهواره ای حامی این جریان، از حضور در امتحانات پایان ترم دانشگاه خواجهنصیرالدین طوسی خودداری کرده بودند، با اعلام پشیمانی، خواستار مساعدت دانشگاه و برگزاری امتحان مجدد شدند.
این افراد امروز در مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه خواجهنصیرالدین طوسی تجمع کردند. تجمعکنندگان خواستار این بودند که مسئولان دانشگاه تمهیداتی را فراهم کنند تا از آنان امتحان مجدد اخذ شود.
پیش از آغاز ایام امتحانات، برخی سایت های وابسته به جریان سبز در برنامه ای هماهنگ با شبکه های ماهواره ای بیگانه، طی اخباری دانشجویان این دانشگاه را تشویق میکردند که در اعتراض به دستگیری برخی آشوبگران، در امتحانات پایان ترم حضور نیابند اما این پروژه آنان با حضور اکثریت دانشجویان در امتحانات با شکست روبرو شد.
گفتنی است که اقدامات رسانه های بیگانه حتی نتوانست نظر مثبت اعضای انجمن اسلامی این دانشگاه را نیز جلب کند و اعضای این انجمن، با انتشار بیانیه خواستار حضور تمامی دانشجویان در امتحانات پایان ترم شدند.
تحرک برخی اساتید برای تحریم امتحانات دانشگاه تهران
از چند هفته پیش، برخی اساتید دانشکده حقوق دانشگاه تهران اعم از صادق زیباکلام و الهه کولایی، عضو جبهه مشارکت، در صدد بودند تا با روحیه دادن به سرکردگان دانشجویی حامی گروه سبز و بویژه سران انجمن اسلامی این دانشکده، روحیه ساختارشکنانه آنها را مجددا احیا کنند.
این اساتید ضمن تشویق دانشجویان افراطی برای بر هم زدن امتحانات پایان ترم، قول های مساعدی را نیز در خصوص همکاری با این افراد داده بودند.
با این حال، اکثر دانشجویان این دانشگاه، به خصوص دانشجویان رشته های پزشکی و دارو سازی و دندان پزشکی نسبت به این تحرکات اعتراض کردند.
این دانشجویان که به دلیل افراط گری های برخی دانشجویان، امتحاناتشان در خردادماه به تعویق افتاده بود، اعلام نارضایتی خود را از این مسئله عنوان کردند.
با تمام این احوالات، امتحانات این دانشگاه هم طبق روند عادی و همیشگی خود و در نهایت آرامش، در یک فضای علمی مناسب که شایسته نماد علمی کشور است، برگزار شد و پروژه تحریم امتحانات توسط افراطیون باز هم شکست خورد.
گفتنی است که در طی هفته های گذشته، شبکه های ماهواره ای تلاش داشتند تا با پخش مصاحبه های متعدد با برخی از دانشجویان سابق این دانشگاه که اکنون در کشورهای خارجی زندگی می کنند ، نظیر احمد باطبی، فضای آرام علمی نماد آموزشی کشور را ملتهب کنند.
دانشگاه صنعتی شریف و بی اعتنایی به سبزها
حامیان آقای موسوی در نظر داشتند با برگزاری تجمعی مقابل دفتر ریاست دانشگاه، در روند برگزاری امتحانات پایان ترم این دانشگاه اخلال کرده و امتحانات را به تعویق بیندازند.
این گروه با تحریک و حمایت رسانه های ماهواره ای، دانشجویان را تهدید کرده بودند که اگر در امتحانات شرکت کنند، برای آنان مزاحمت ایجاد می کنند.
با این حال، تجمع بی رمق و حدودا 20 نفره این افراد در زمان امتحانات، نتوانست مانع حضور دانشجویان بر سر جلسه امتحانات شود و تمامی امتحانات این دانشگاه، طبق برنامه از پیش تعیین شده برگزار شد.
دانشجویان دانشگاه آزاد تهران جنوب به اغتشاشگران "نه" گفتند
برخی از دانشجویان فارغ التحصیل دانشگاه تهران جنوب که سابقه دستگیری در تجمعات غیرقانونی را در کارنامه خود داشتند، با انشتار بیانیه هایی، درصدد بودند تا دانشجویان این دانشگاه را ترغیب به "تحریم امتحانات" کنند.
این افراد با انتشار اخبار کذب و غیر واقعی درباره دستگیری و بازداشت برخی از دانشجویان این دانشگاه، سعی داشتند تا احساسات دانشجویان را تحریک کنند و به این تزتیب، فضا را برای برهم زدن امتحانات محیا کنند.
با وجود تلاش های گسترده این افراد، امتحانات این دانشگاه طبق برنامه و بدون هیچ مشکلی برگزار شد.
ناکامی در برهم زدن جریان امتحانات، مایه مزاح دانشجویان این دانشگاه شده است؛ به نحوی که دانشجویان می گویند "تا به حال، امتحانات با این نظم و آرامش برگزار نشده بود"!
نکته جالب اینجاست که شبکه تلویزیونی "صدای آمریکا" با پخش تصاویر تجمع صنفی دانشجویان این دانشگاه در ابتدای سال تحصیلی، این تصاویر را مربوط به تجمع دانشجویان برای "لغو امتحانات پایان ترم" نامید!
منبع اصلی خبر : http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=34583
نظرات ()
چندی پیش که زلزله ویرانگر بم رخ داد و در طی این تراژدی انسانی و تاریخی هزاران نفر فوت کرده و بزرگترین اثر تاریخی کشورمان ارگ بم تخریب شد مقالات زیادی در باره موضوع "هارپ" در گوشه و کنار و نیز در ایمیلها و مقالات دیده شد و به تدریج این واژه به فراموشی سپرده شد تا اینکه زلزله مخوف هاییتی در هفته گذشته اتفاق افتاد.
هائیتی؛ زلزله یا قربانی فناوری های نظامی جدید؟
زمین لرزه هائیتی را آمریکا با استفاده از سلاح مخوف «هارپ» به وجود آورده است.
به گزارش سایت های اینترنتی از جمله «آلترانفو» و «لوپست»، بسیاری از دانشمندان پنج قاره معتقدند که زمین لرزه هائیتی (3/7ریشتر) به کمک سیستم آب و هوایی «هارپ» ایجاد شده و به کمک این سلاح مخوف است که «امپراتوری آمریکایی- صهیونیستی» نه تنها موجی خارق العاده از سرما را در اروپا پدید آورده تا تلاش های مخالفان جهانی با پدیده گرم شدن آب و هوای کره زمین را مسدود سازد، بلکه بلافاصله نیز زمین لرزه «ویرانگر» هائیتی را تدارک دیده تا ناوگان خود را با هدف نهایی اشغال کوبا و ونزوئلا، در دریای کارائیب مستقر سازد. گروهی دیگر از دانشمندان که آنها نیز آمریکا را به استفاده از سلاح «هارپ» متهم می کنند، دلیل ایجاد زلزله در هائیتی و «اشغال نظامی» سریع این کشور را وجود ذخایر نفتی غنی آن می دانند که چیزی از ذخایر نفتی ونزوئلا کم ندارد. این کارشناسان با تأکید بر اینکه آمریکا قطعاً در هائیتی از سلاح «هارپ» استفاده کرده است، به اظهارات «زبیگنیو برژینسکی»، مشاور سابق «جیمی کارتر» و مشاور کنونی «اوباما» اشاره می کنند که «هارپ» را سلاحی برای بی ثبات کردن کشورهای غیرمتحد با واشنگتن توصیف کرده است. به گفته «برژینسکی»، «تکنولوژی روش هایی را در اختیار کشورهای بزرگ قرار می دهد که به کمک آن می توانند جنگ هایی سریع و غافلگیرکننده به راه اندازند بدون آنکه حتی نیروهای امنیتی شان در جریان قرار گیرند.» او اضافه می کند: «ما روش هایی در اختیار داریم که به کمک آنها می توانیم تغییراتی در آب وهوا، از جمله خشکسالی و توفان به وجود آوریم، و این امر می تواند توانایی های یک دشمن بالقوه را تضعیف و آن را به پذیرش شرایط ما وادار سازد.» از دیدگاه کارشناسان، آنچه درمورد زلزله هائیتی تعجب برانگیز است این نکته است که این زمین لرزه در منطقه ای به وقوع پیوسته که «زلزله خیز» نیست، ضمن آنکه این کشور فقیر و کوچک در نزدیک به منطقه ای در پورتوریکو قرار دارد که شعبه ای از سیستم هارپ در آن مستقر است. در این حال، زمین لرزه در ساعتی از روز به هنگام غروب آفتاب که آسمان به سرخی می گراید و غبارآلود به نظر می رسد، ایجاد شده تا وضعیت آسمان وضعیت حاصل از استفاده از سلاح «هارپ» را بپوشاند. از دیگرسو، کارشناسان از خود می پرسند چگونه چنین زلزله شدیدی می توانسته صرفاً در نقطه ای کوچک به وقوع بپیوندد بی آنکه مناطق نزدیک به آن مانند جمهوری دومنیکن حتی آن را احساس نکنند و هیچ سونامی نیز ایجاد نشود؟! این درحالی است که هیچ کارشناس برجسته ای در رسانه های شمال آمریکا و کارائیب در شب حادثه درمورد رویدادی به این عظمت اظهارنظر نکرده است. نیروی دریایی آمریکا هم اکنون هائیتی و بانک مرکزی آن را در اشغال دارد که پایگاهی برای پولشویی این کشور بوده است. نیروهای آمریکایی همچنین از هنگام ورود به هائیتی به هیچ داوطلب کمکی اجازه ورود به این کشور را نداده، کار کمک رسانی به مردم را مختل کرده اند و ابتکار عمل را نیز از دیگر کشورها از جمله فرانسه گرفته اند. در این راستا، «آلن ژوایانده» وزیر مسئول کمک رسانی بشردوستانه فرانسه از سازمان ملل خواسته است نقش آمریکا را در این میان «روشن» سازد.
گفتنی است که سیستم «هارپ» سلاحی آب و هوایی است که از طریق ارسال یک انرژی فوق العاده به لایه یونوسفر (لایه فوقانی اتمسفر)، مولکول های آن را به تپش انداخته و به بازتاب قدرتمند این انرژی وادار می سازد. این انرژی پس از «کانالیزه» شدن می تواند اختلالاتی مانند خشکسالی، بارش برف و باران، سرمای شدید، سونامی، توفان، زلزله و... در نقطه تعیین شده، به وجود آورد. این سلاح آب و هوایی به مجموعه نظامی -صنعتی بیلدربرگ (اربابان جهان) تعلق دارد.ضمنا مقاله ای در همین زمینه تحت عنوان «پروژه هارپ سلاح مخوف و چند منظوره اربابان قدرت» در یازدهم آبان ماه امسال در صفحه «دریچه ای به جهان» به چاپ رسید.
هارپ چیست؟
هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere) و مطالعات معادن زیر زمینی (با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF) تاسیس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن" به منظور کامل کردن یک سلاح جدید پایه گذاری گردیده است.
به صدای هارپ گوش دهید
( توضیح آنکه: جنگ هایی که از امواج "رادیویی"، "لیزر" و "نیروی مغناتیس" برای صدمه به نیروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و این اسم را از فیلم Star War گرفته اند)
آیونوسفیر چیست و کجاست؟
لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.
لایه آیونوسفیر چه ارتباطی به هارپ (HAARP) دارد؟
این آنتن ها امواج مافوق کوتاه ELF/ULF/VLF را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.
آنتن های هارپ (HAARP) در آلاسکا
اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آیونوسفیر و بازگشت به زمین قادر اند نه تنها به عمق دریا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمین نیز وارد میشوند و عملکرد آن بمانند "رادیو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژیست ها برای اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند. وقتی یک موج کوتاه "رادیو ترموگرافی" به داخل زمین فرستاده میشود به لایه های مختلف برخورد کرده و آن لایه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدایی با فرکانسی مخصوص تولید و به سطح زمین باز میگرداند و ژئولژیست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زیرزمین را شناسایی کنند.
با این تفاوت که رادیو ترموگرافی سیستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لایه های زیر زمینی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سیستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لایه های زمین را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد) تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

از نمودار فوق متوجه می شوید که آیونوسفیر گداخته شده (به رنگ قرمز دیده می شود) و سپس مثل یک قلب شروع به تپش میکند و از این تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه تولید شده که پس از اصابت به زمین به داخل آن نفوذ مینماید و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از این فرکانس فوق کوتاه و نیرومند، زمین زلزله و خرابی تولید میگردد.
برای درک چگونگی ایجاد زمین لرزه یک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت میکند، اول تارهای صوتی او میلرزند (مثل لرزش های ایجاد شده در آیونوسفیر). از این لرزش فرکانس صوتی تولید شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را میلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لایه های زیر زمین به سبب اصابت فرکانس های تولید شده از آیونسفیر) و سپس در گوش صدا تولید شده و شنونده آنرا به شنود.
با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ "با ویژگی معادن یابی" برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و یک ترموگراف برای این کار کافیست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را میتوان برای هارپ به شمار آورد.
ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آیونوسفیر، پس از ورود به عمق دریا میتوانند صدمات جانی برای موجودات دریایی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.
توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زیراند:
١- ایجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا ٢٠ هرتس به توسط آیونوسفیر، که با برخورد امواج هارپ تولید شده و سپس به زمین فرستاده می شود و تا اعماق ٣۵ کیلومتری زمین نفوذ نماید که پس از برخورد به لایه های مختلف زیر زمینی تولید صدا نموده و در پی آن ایجاد زلزله می نماید. برای تعاریف "فرکانس باند" ها به اینجا اشاره کنید.
٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چین در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست. فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.
٢- با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.
٣- ایجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سیل ها، طوفان هایی نظیر طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .
۴- انتقال نیروی برق از محل تاسیسات هارپ به نقطه ی دیگر از زمین و همچنین انتقال برق از زمین به ماهواره ها.
۵- ایجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ایجاد "غش" و تولید "وهم" در مغز انسانها.
۶- ایجاد اختلال در جریان برق و قطع برق شهریو اختلال در کار کامپیوتر هواپیماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئینگ (Boeing) در این رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زیر دریایی ها و غیره.
٧- ایجاد انفجار های عظیم زیر زمینی با قدرت بمب های اتمی و بدون تولید اشعه های رادیو اکتیو (Radioactive).
٨- اختلال درعملکرد طبیعی آیونوسفیر که چرخش زمین را در کنترل دارد. احتمال بسیار میرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثیراتی در حرکت چرخشی زمین ایجاد گردد، بدین صورت که یا چرخش را سرعت بخشیده و یا کند نماید.
٩- ایجاد دیوارهای رادیویی ضد هواپیما و ضد موشک.
می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با این تکنولوژی جدید کاملا متروکه به شمار میایند به گونه ای که "هارپ" میتواند با یک عملکرد کلیه کامپیوتر های یک هواپیما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.
با دقت متوجه میشوید هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهدید و یا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در این صورت برای جلوگیی از مزاحمت احتمالی کشور همسایه برای آنها زمین لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.
در این مقاله ما فقط به نکته ١، یعنی فقط در رابطه با ایجاد زلزله بتوسط هارپ اشاره میکنیم.
در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات از وب سایت "پژوهشگاه زلزله شناسی ایران" به دست آورده شده است. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.
نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات اینگونه نشان میدهد که:
٧/٢٠٨ میانگین بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧
۴/۶٣٩ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧
افزایش در دهه اخیر برابر با : ۴/٢٠۶ درصد
برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات از وب سایت "جی ان اس - نیوزیلند" گرفته شده است.
٣/١۵۵٩٣ میانگین بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧
٢/١۵٢٠۶ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧
کاهش در دهه اخیر برابر با: ۴۶/٢ درصد
اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زیر از از وب سایت "مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا" به دست آمده است.
٩/۴٧٧٣ میانگین بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧
۴/١٨۶۵٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧
افزایش در دهه اخیر برابر با : ٨/٢٩٠
چرا درصد زلزله ها در عمق ١۴ کیلومتر در ایران اینگونه بالا رفته اند؟

یاد آور می شویم: زمین لرزه های خطر ناک در لبه های "رگه گسل" یا "Fault lines" تولید میگردند.
ارگ بم چه شد؟
بم بعد از ٢٠٠٠ سال ایستایی؟!
در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام "عادل کهن" (adelkohan) در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم که در زیر مشاهده می کنید:
من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه...
برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجا اشاره کنید.
این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.
دلفین های چه شدند؟
در سال ١٣٨۶ , ١۵٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.
دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه "خودکشی" کرده اند، یا اینکه به خاطر "فعالیت های صیادی" مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!
به گزارش خبرگزاری آفتاب "علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر که یک ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این کارشناسان بینالملللی در گزارش خود، ‘عوامل طبیعی’ اعلام کردهاند که در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و میتواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد که در نتیجه آن یکی از دلفینها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمدهاند یا یکی از آنها برای شکار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمدهاند و در ساحل که شیب ملایمی دارد، گیر کردهاند."
٢/١٢/١٣٨۶
آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس "هارپ" نیست؟
آیا این اثر سوختگی نیست؟
هارپ (HAARP) یک پروژه ایست که مسئولین اعلام کردند برای "بررسی و تحقیق" درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع این یک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.
هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم "هارپ" در کشورهای گرین لاند، نروژ، روسیه و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سیستم رادیویی هواپیما ها و نهایتا سقوط آنها استفاده میگردد.
این نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس
اندازه گیری فرکانسELF/ULF در جاهایی که خالی از فرکانسهای مزاحم دیگر از قبیل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ایستگاه های رادیویی و تلفنی میباشد، انجام پذیر است.
نمونه ای از یک دستگاه ELF/ULF سنج دستی و یک دستکاه Magnetometer را در زیر مشاهده میکنید. برای اطلاعاب بیشتر بر روی آنها اشاره کنید.
ELF/ULF Receivers 0.01Hz-40Hz Bell-5180-Magnetometer
ویدیوها و کتاب هایی از محققان خارجی به زبان انگلیسی:
در مورد "هارپ" کتابی بنام Angels Don't Play This HAARP بتوسط Dr. Nick Begich نوشته و بر مبنای آن دو ویدیو، یکی در سال ۱۹۹۵ بنام Angels Don't Play This HAARP و ویدیوی دیگری در سال ۲۰۰۸ بنام Angels Still Don't Play This HAARP تهیه شده است.
در مورد جنگ ویتنام (Vietnam) و باران های سیل آسا و دستکاری آب و هوا به توسط آمریکا (اغلب باران های استوایی از طریق ماهواره و سمپاشی از هواپیما بر روی ابر ها ایجاد می شدند) آقای دکتر باب فیتریکاس (Dr. Bob Fitrakis) کتابی بنام Weather Modification & Full Spectrum Dominance نوشته و فیلمی از کنفرانس خود در این زمینه تهیه کرده که بخشی از آن را در کلیپ ویدیویی بنام THE MAD WHITE HOUSE WILL USE LASER WEAPONS میتوانید مشاهده کنید.
مقاله ای در مورد عملکرد هارپ در دانشگاه استانفورد (University of Stanford) به نام HAARP PROJECT تهیه شده است که فقط به جنبه تحقیقاتی هارپ نگاه می کند و به جنبه های غیر انسانی آن توجهی نشده است.
سوالی به بقاء موجودیت و در آینده ای نه چندان دور؟ به اینجا HAARP WORLDWIDE اشاره کنید.
برای پیوند های مطالعاتی امواج رادیویی زیر فرکانس 22KHz به اینجا اشاره کنید.
دومای روسیه به هارپ چگونه فکر میکند؟
اعتراض شرکت بوئینگ (Boeing) به هارپ در این رابطه بخوانید.
نظرات ()دلنوشته های حسین قدیانی
فلان مسؤول/ الان 7 تا محافظ دارد/ اما هیچ خیری به انقلاب نمیرساند/ و اصلا اگر تنها هم بیرون بیاید/ هیچکس/ حتی «انجمن پادشاهی» هم/ با وی کاری نخواهند داشت/ شرکت در برنامه «رو به فردا»/ برای از ما بهتران است/ که سرشان بوی قرمهسبزی نمیدهد/ آقای ضرغامی! سر دوربین تلویزیون را/ بچرخان طرف قلم من/ من یک سوال دارم: / چرا کسانی که از انقلاب هیچ حفاظتی نمیکنند/ این همه محافظ دارند؟! / و مادر سمیه/ که این همه برای انقلاب / خون جگر خورده/ هیچ محافظی نباید داشته باشد؟! / یک سوال دیگر / آن دنیا جواب محمد آقا را چه میدهید؟ / هیچ میدانید صبح عاشورا در خیابان جمالزاده، چادر از سر همسرش کشیدند/ یک سوال دیگر/ بعد از شهدا/ شما چندتا محافظ داشتهاید؟! / یک سوال دیگر/ ... یک سوال دیگر.../ نه، کسی نیست با من مناظره کند!
منبع : http://ghadiani.blogfa.com/post-13.aspx
نظرات ()
وَ قَدْ أَتَانِی کِتَابٌ مِنْکَ ذُو أَفَانِینَ مِنَ الْقَوْلِ ضَعُفَتْ قُوَاهَا عَنِ السِّلْمِ وَ أَسَاطِیرَ لَمْ یَحُکْهَا مِنْکَ عِلْمٌ وَ لَا حِلْمٌ ؛ أَصْبَحْتَ مِنْهَا کَالْخَائِضِ فِی الدَّهَاسِ وَ الْخَابِطِ فِی الدَّیْمَاسِ وَ تَرَقَّیْتَ إِلَى مَرْقَبَةٍ بَعِیدَةِ الْمَرَامِ نَازِحَةِ الْأَعْلَامِ تَقْصُرُ دُونَهَا الْأَنُوقُ وَ یُحَاذَى بِهَا الْعَیُّوقُ. فَمِنَ الْآَنِ فَتَدَارَکْ نَفْسَکَ وَ انْظُرْ لَهَا فَإِنَّکَ إِنْ فَرَّطْتَ حَتَّى یَنْهَدَ إِلَیْکَ عِبَادُ اللَّهِ أُرْتِجَتْ عَلَیْکَ الْأُمُورُ وَ مُنِعَتْ أَمْراً هُوَ مِنْکَ الْیَوْمَ مَقْبُولٌ. (1)
نامهاى از تو به دست من رسید که در سخن پردازى از هر جهت آراسته، امّا از صلح و دوستى نشانهاى نداشت، و آکنده از افسانههایى بود که هیچ نشانى از دانش و بردبارى در آن به چشم نمىخورد.
در نوشتن این نامه کسى را مانى که پاى در گل فرو رفته، و در بیغولهها سرگردان است، مقامى را مىطلبى که از قدر و ارزش تو والاتر است، و هیچ عقابى را توان پرواز بر فراز آن نیست و چون ستاره دور دست « عیّوق » از تو دور است.
از هم اکنون خود را دریاب، و چارهاى بیندیش، که اگر کوتاهى کنى، و براى در هم کوبیدنت بندگان خدا برخیزند، درهاى نجات بروى تو بسته خواهد شد، و آنچه را که امروز از تو مىپذیرند فردا نخواهند پذیرفت.
وَ أَرْدَیْتَ جِیلًا مِنَ النَّاسِ کَثِیراً خَدَعْتَهُمْ بِغَیِّکَ وَأَلْقَیْتَهُمْ فِی مَوْجِ بَحْرِکَ تَغْشَاهُمُ الظُّلُمَاتُ وَ تَتَلَاطَمُ بِهِمُ الشُّبُهَاتُ ، فَجَارُوا عَنْ وِجْهَتِهِمْ وَ نَکَصُوا عَلَى أَعْقَابِهِمْ وَ تَوَلَّوْا عَلَى أَدْبَارِهِمْ وَ عَوَّلُوا عَلَى أَحْسَابِهِمْ إِلَّا مَنْ فَاءَ مِنْ أَهْلِ الْبَصَائِرِ ، فَإِنَّهُمْ فَارَقُوکَ بَعْدَ مَعْرِفَتِکَ وَ هَرَبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ مُوَازَرَتِکَ إِذْ حَمَلْتَهُمْ عَلَى الصَّعْبِ وَ عَدَلْتَ بِهِمْ عَنِ الْقَصْدِ .فَاتَّقِ اللَّهَ فِی نَفْسِکَ وَ جَاذِبِ الشَّیْطَانَ قِیَادَکَ فَإِنَّ الدُّنْیَا مُنْقَطِعَةٌ عَنْکَ وَ الْآخِرَةُ قَرِیبَةٌ مِنْکَ وَالسَّلَامُ. (2)
گروهى بسیار از مردم را به هلاکت کشاندى، و با گمراهى خود فریبشان دادى، و در موج سرکش دریاى جهالت خود غرقشان کردى، که تاریکىها آنان را فرا گرفت، و در امواج انواع شبهات غوطهور گردیدند،
که از راه حق به بیراهه افتادند، و به دوران جاهلیت گذشتگانشان روى آوردند، و به ویژگىهاى جاهلى خاندانشان نازیدند، جز اندکى از آگاهان که مسیر خود را تغییر دادند،
و پس از آن که تو را شناختند از تو جدا شدند، و از یارى کردن تو به سوى خدا گریختند، زیرا تو آنان را به کار دشوارى وا داشتى، و از راه راست منحرفشان ساختى.
در کارهاى خود از خدا بترس، و اختیارت را از کف شیطان در آور، که دنیا از تو بریده و آخرت به تو نزدیک شده است.
پی نوشت :
(1) نهج البلاغه ، قسمتی از نامه 65 ( ترجمه ی دشتی )
(2) نهج البلاغه ، بــرگرفته از نامه 32 ( ترجمه ی دشتی )
منبع : وبلاگ یک استکان چای داغ http://chaei.blogfa.com/
نظرات ()
روزگار آزگاری است، «الجزیره» جنون گرفته. با فتوشاپ قتل هابیل را انداخته گردن بسیجیها و میگوید: «همت» را در «جزیره مجنون» لباسشخصیها کشتهاند. همت گرچه پیراهن سپاه به تن داشت ولی خودش لباسشخصی بود. بسیجی بود. ما بسیجیها 300هزار شهید دادیم، بدون محاسبه عمار یاسر. نورعلی شوشتری را هم حساب نکردیم اما شما تعداد شهدایتان با فتوشاپ هم به عدد 30 نمیرسد. من قبرهای قطعه منافقین را شمردهام. شهدای بسیج را با ماشین حساب باید تخمین زد و کشتههای شما را با انگشتان دست. شبها در قبرستان، این فقط مزار شهداست که ترس ندارد. روزگار آزگاری است، آموزگار دوره راهنمایی برایم «کامنت» گذاشته که: «من معلم انشای سال دومت بودم، دمت گرم. چه قلم خوبی داری. من همرزم حاجی بودم در طلائیه. دلم خون است. همت بیاذن ولیفقیه آب هم نمیخورد. حالا دلم خون است میبینم که دختر باکری را مصادره کردهاند».
اجازه آقا معلم! من همان زمان انشاهایم را با «بسمربالشهداء و الصدیقین» شروع میکردم و آنقدر سلامی که نثار پروردگار و پیامبر و چهاردهمعصوم و امام و 300هزار شهید و رزمندگان اسلام و بسیجیهای مظلوم و مادران شهدا و پدران شهدا و بچههای شهدا و عمهها و خالههای شهدا میکردم را کش میدادم... تا بیشتر از یک خط درباره «علم بهتر است یا ثروت» ننوشته باشم. من نه علمش را داشتم نه ثروتش را، اما اینقدر معرفتش را دارم که علیه پسر همت مطلبی ننویسم. نه پسر همت که نوه همت، نتیجه همت، نبیره همت و ندیده همت نیز از قلم من گزندی نخواهند دید. آن پسر نوح بود که با بدان بنشست. پسر همت فرزند شهید است و انشاءالله خاندان شهادتش گم نمیشود. او آقازاده نیست که بکوبمش. من خود یکی را میخواهم که نازم را بخرد ولی نیاز خود را فراموش کرده و ناز پسر همت را میخرم. من یک موی سر پسر حاجی را به تمام جنبش سبز نمیدهم و یک موی جوانان معترض وطنم را به کل مملکت آقای اوباما. البته حساب هتاکان با منتقدان جداست. چه، من خود منتقدم. اعتراض را باید از زبان من شنید. فریاد را من کشیدم، آن زمانی که «ناطق» در لاک سکوت فرورفته بود. بزرگترین ظلمی که موسوی کرد به همان 13میلیونی بود که فکر میکردند میرحسین نخستوزیر امام است و بیشتر از احمدینژاد بوی خمینی میدهد. آقای آموزگار! من هم مثل شما درد دین دارم و ولایتمدارم و -حکمیت- را فتنه میدانم. باورم هست اما هتاکین میخواهند بین دین من و دین پسر همت تفرقه بیندازند و در «یاهو» با «بالاترین» قهقهه به ریش ما بخندند. من این جماعت هتاک را خوب میشناسم. اینها میخواهند رابطه ما را هک کنند. پسر ممد اتول شبها خواب بنز میبیند و من خواب اتوبوسی که -خرازی- را به جبهه برد. ناصر قاچاق، پسرش 5تا دوست دختر دارد که اسم هیچکدامشان «فاطمه» نیست. «فاطمه» نام مادر من است که میخواست شناسنامهام را دستکاری کند و مرا بفرستد «کربلای 5». خانه من هنوز هم در-شهرک دوئیجی- است نه در برجهای آتیساز. برجهای کج، صراطشان مستقیم نیست. راهی که من برگزیدهام از «کانال پرورش ماهی» میگذرد. از -شلمچه-، از -موانع نونیشکل- اما چهارشنبهسوری همین سال گذشته، پسر ممد اتول در اتوبان همت، ترقهای نثار تمثال سردار خیبر کرد و آن چشمهایی که انگار خدا برایش سرمه کشیده بود به خون نشست. حالا پسر ممد اتول مدعی همت شده و طرفدار باکری. نه! ما به صرف یک مصاحبه و یک اعتراض، پسر همت را تقدیم سنگ به دستان نمیکنیم. من به خاطر کار پرمخاطرهام، خاطرهها دارم از مصاحبت با خانوادههای شهید. شهیدان شیرودی، علمدار، کارور، باقری، زینالدین، جهانآرا، چمران و... خانوادههایشان همه ولاییاند و عاشق رهبری. هتاکان بد جایی سنگر گرفتهاند. این دیگ، آشی برایشان نخواهد پخت. این همه را ول کردهاند، چسبیدهاند به پسر همت و دختر باکری، تا حرص مرا دربیاورند و از این 2 عزیز میخواهند چماقی بسازند بر فرق ما. من نمیدانم روزنامه فلان با چه رویی سراغ پسر همت میرود اما وصیتنامه خود حاجی را چاپ نمیکند! آیا دختر باکری، از پدرش حمید، بزرگتر است؟! مگر شما نگفتید که شهدا، سربازان وحشی قوم آتیلا هستند؟ مگر جنگ را برادرکشی نخواندید؟ مگر ننوشتید که فرهنگ شهادت خشونتآفرین است. مگر عکس بسیجیها را فقط در حالت خواب چاپ نمیکنید؟ مگر ادعا نکردید که بعد از خرمشهر، اشتباه کردیم جنگیدیم؟ آیا همت و باکری اشتباهی به شهادت رسیدهاند؟! این 2 سردار هر 2 شهدای بعد از «بیتالمقدس»اند. همت در خیبر شهید شد و آن یکی مرد در بدر و من درد دارد برایم اگر توسط این بچه مزلفها به شهادت برسم. دشمن من آمریکاست. به گلوی من نوادگان حرمله باید تیر 3 شعبه بیندازند، نه بچههای گروهبان قندلی! هتاکانی که با فتوشاپ به جنگ نظام ما رفتهاند، از نبرد رویارو جیم زدهاند و به گزینه جیم SMS میدهند!! از مردان با حجاب بیش از این توقعی نیست. اعتراض را به وادی ابتذال کشاندهاند. کم مانده بگویند هر کس در مستراح، 3 بار آه و 2 بار سیفون را بکشد، این طرفدار جنبش سبز است. ما به این بچهبازیها فقط میخندیم! وقت ما به «ساعت گرینویچ» تنظیم نشده، مقدس است. این چند ساعتی که تا «ظهور» مانده، حیف که به بطالت بگذرد. «زمین ابتذال» جای مبارزه ما نیست. ما بزرگتر از آنیم که شما را دشمن خود بدانیم. دشمن من در «تلآویو» است و میخواهد عرصه را بر «سید خراسانی» تنگ کند تا جلوی ظهور را بگیرد. دشمن من مسلح به کلاهک هستهای است نه مجهز به .SMS من کارهای مهمتری دارم، حتی مهمتر از دعوا با پسر همت. بصیرت من به من اجازه نمیدهد به گزینه الف SMS بدهم. رای من به گزینه ظهوراست. من اهل صدم نه نود. فردوسیپور به درد گزارش بازی منچستر با چلسی میخورد و اینکه آیا دختر خاله همسایه دیوار به دیوار فرگوسن، از سگش راضی شده یا نه. من در اوقات فراغتم گزارش محرمانه موساد را میخوانم که «لیبرمن» سوتی داد و یک جاهایش را لو داد. صهیونیسم میخواهد «مهدی» را برباید اما موسای ما به نیل افتاده و از دستان پست در امان است و هتاکین میخواهند از دریای آن 13 میلیون، ماهی اغتشاش بگیرند و با فتوشاپ، خود را دشمن ما جا بزنند. دشمن من در اتاق بیضی نشسته است، نه کسانی که در چتروم با دختران فراری، بازی میکنند. ره به جایی نخواهند برد گمرهان. من حریف خود را میشناسم و خوب میدانم که هنوز هم در بهشت زهرا(س) خلوتترین جا، «قطعه منافقین» است. «ندا» را خدا رحمت کند اما هنوز هم از من در «قطعه 26» نشانی مزار «پلارک» را میپرسند. مزارش از امامزاده زید شلوغتر شده. از یک مزار بوی گلاب بلند میشود، از یک قبر بوی قیر آسفالت خیابان، بوی فریب، بوی توطئه. من در دست چپ ندا، کیسه خون دیدم. «دواگلی» بود شاید. ندا را آرش حجازی کشت. آقای پائولو کوئلیو! این بود آن همه انساندوستیات؟! مترجم «کیمیاگر»، قاتل از آب در آمد و تو خواستی ادای سعدی ما را در بیاوری. سعدی، بنی آدم را اعضای یکدیگر میدانست و ملای روم، مترجم نداشت. همکار BBC نبود. عاشق «شمس» بود و وقتی من داشتم به ندا فکر میکردم، BBC برایش آبغوره میریخت. جان مرا صهیونیستها باید بگیرند. من مفت شهید نمیشوم. این را «حضرت عزرائیل» بداند. فرشتهای که در شانه چپ من نشسته، هیچ دعوایی با فرشته سمت راستی ندارد. این بگومگوها مباحث طلبگی است. چپ و راست چیست؟ داستان دیگری در میان است. از نظر من پسر همت، نه چپ است نه راست، نه سبز و نه قهوهای. من یک حرف دارم: چرا برخیها، خود همت را جزو خانواده همت نمیدانند؟ پدر و مادر همت هم، خانواده همتاند و یکی از روزنامهها به جای چاپ وصیتنامه همت، پسرش را به جنگ من فرستاده، تا یک چیز او بار من کند و یک چیز من بار او کنم و سارکوزی به هر دوی ما بخندد. من برای همت فاتحه میخوانم و در قطعه منافقین، سوره منافقون. قلم من جوهری دارد به رنگ بصیرت که در شناخت دوست و دشمن دچار اشتباه نمیشود. من قابل ناسزاهایی نیستم که دختر باکری نثار لباسشخصیها کرد.
حمید باکری، خود لباسشخصی بود و میگفت: بعد از جنگ، مردم 3 دسته میشوند، عدهای خسته میشوند، عدهای از انقلاب برمیگردند و یک عده هم آنقدر خوندل میخورند تا دق کنند. من جزو همین دسته سومم و همین روزها دق خواهم کرد. این نوشته شاید نامهای باشد به پسر همت یا نه، بهتر است درد دلی باشد با سردار خیبر. سردار! «دوباره دشنه بردار، آن سو همه نهروانیاند». دشمن تو صدام بود و اینجا دشمن قصد کرده مرا به جنگ فرزند تو بفرستد. اینجا ما روی هر کسی دست میگذاریم، سابقهاش را به رخ ما میکشد. به ما میگویند، «بسیجیهای جنگندیده». راست میگویند. نسل من از جنگ، فقط مزه بیپدریاش را چشیده و من «با همه بیسروسامانیام، باز به دنبال پریشانیام». نسل من رنگ جنگ را به چشم ندید اما ترکشهایی که خورد، از جنس زخمزبان بود. با فتوشاپ به دست بسیجی نسل من اسلحه میدهند و ما را متهم میکنند به کشتن ندا. حیف گلوله من نیست که جز سینه پرکینه صهیونیستها را بدرد؟! کاش میشد سردار! تو را با فتوشاپ از طلائیه بیرون میآوردم و میگذاشتمت جلوی دکه روزنامهفروشی تا بخوانی که علیه بسیج چه مینویسند. کاش بودی و میدیدی که با فتوشاپ چه ماهرانه جای هابیل و قابیل را عوض کردهاند. مگر با فتوشاپ نبود که «علی» را تارکالصلاهًْ خواندند و ابنملجم را تجسم عبادت. سردار! زمان شما فتوشاپ نبود و همین که سر تو در خیبر از بدنت جدا شد، سیم اینترنت هم وصل شد. دیشب یکی برایم کامنت گذاشته بود که چرا نان شهدا را میخوری. این هم شد حکایت ساندیس و «چهارشنبه و اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی». آقاجان! من سالهاست که پای سفره شهدا نشستهام و دارم نان شهدا را میخورم، حرفی هست؟! نان 24 Frence باگت است و از گلوی من پایین نمیرود. من سر سفره پدر و مادرم بزرگ شدم، نه در سفرهخانه کنار سفارت انگلیس. من زمانی که داشتم درد انقلاب را میکشیدم، آقازادهها قلیان میکشیدند و با دودش، جامعه مدنی میساختند. سفره خانه ما هنوز هم همان چفیه زمان جنگ است. شاید الان یکی از قول شریعتی برایم «کامنت» بگذارد که: «آدم باید نان دنیا را بخورد و برای دین کار کند». من شریعتی را قبول دارم و دکتر میگفت: «خوارج کسانی هستند که کلمات دشمن را نشخوار میکنند به زیان دوست» و من بهخاطر همین حرفها خوارج را «مردمی خداجو» نمیدانم. اما الان «خدا» را در گوگل هم که سرچ کنی، کلی عکس زن لخت میآید که روی کشتی کنار دست ناخدا نشستهاند. خدای من خدای کشتی نوح است. خدای «سفینهًْالنجاهًْ». من خدا را در قرآنی جستوجو میکنم که همت و باکری از زیر آن رد شدند، نه قرآنی که رفت روی نیزه. سردار! بعد از تو من در یک تعزیه نقش عمار یاسر را بازی کردم اما تلویزیون فقط قطام را نشان داد و عدهای در لباس خوارج در همان تعزیه فرق علی را شکافتند و بعد تعزیه را جدی گرفتند و افتادند به جان ما و حالا میگویند شمشیری که علیه ولایت کشیدند، اعتراض مدنی بود. من میترسم سردار! میترسم ما آن قدر حقوق شهروندی ابن ملجم را جدی بگیریم که باز هم «علی» تنها بماند. میترسم آنقدر برای سران فتنه محافظ بگذاریم که دیگر هیچکسی نماند تا از انقلاب محافظت کند. سردار! در چارچوب همین قانون اساسی، دل ما را خون کردهاند و من خوشم آمد که تو چه بموقع پرکشیدی و ندیدی این روزها را که حتی جواب سلام را هم باید در «کامنت» گذاشت. جنگ با فتوشاپ همین است دیگر! با همین فتوشاپ میخواهند مرا و پسر تو را به جان هم بیندازند. من کنایهها را تحمل میکنم و «آقا» اگر بخواهد باز صبر میکنم. راستی سردار! نشنیدی که آقا میگفت: «این عمار»؟!
...و تو رفتی در روزگار جنگ. این ما هستیم و جنگ روزگار. آموزگار دوره راهنمایی برایم کامنت گذاشته که: «حاج همت میگفت من حاضرم در پوتین بچه بسیجیها آب بخورم». سردار! این حرفها الان شعاری شده و دیگر خریداری ندارد. به جان پسرت، تا دو تا فحش نثار ما نکنی کسی برایت هلهله نمیکشد. اینجا ما با عدهای طرفیم که سر مزار ندا میخواهند فاتحه انقلاب را بخوانند. گذشت دوره وصیتنامه نوشتن. الان بازار بیانیه دادن و نامه فرستادن داغ است. و سران فتنه، عجبا که برادریشان را به ضدانقلاب ثابت کردهاند اما ارثشان را از انقلاب، از خون تو میخواهند. تو ساده بودی که میگفتی ما همیشه به انقلاب بدهکاریم. این صف را که میبینی، استثنائا با فتوشاپ درست نشده و صف طلبکاران از انقلاب است. به مهندس هم که ریاستجمهوری را بدهی، شیخ را به چه راضی کنی؟ دیگر کسی سردار! آسمانی نیست و همه زمینگیر شدهاند. اینجا ناموس عدهای BBC است و امنیت ملی عدهای دیگر را CNN تعیین میکند. ناموس من اما خون توست. خون تو سبز نبود. به سرخی خون حسین میزد. آمینگویانی که رفتند روی مین و افتادند زمین، خون هیچکدامشان سبز نبود. سبز، رنگ پیراهن سپاه بود که یک عکس خمینی داشت. سبز، یکی از 3 رنگ پرچم قشنگ جمهوری اسلامی است که روی تابوت تو کشیده بودند. سبز، پیشانیبند «یازهرا»ی پدرم بود که در بیتالمقدس به شهادت رسید. سبز، نگین انگشتر «آقا»ست. کاخ دمشق، سبز نبود. عمروعاص به عشق معاویه، با فتوشاپ سبزش کرده بود و رنگش بوی لجن میداد و خوارج چون «آنفلوآنزای خوکی» گرفته بودند، فریب فتوشاپ را خوردند.
در این روزگار آزگار، این ما هستیم و جنگ روزگار. روزگاری که سردار! با ما سر ناسازگاری دارد. من نه با پسر تو دعوا دارم نه با دختر باکری. من عاشق مادرانی هستم که چون تویی را در دامن خود پرورش دادند. من عاشق تو هستم که در وصیتنامهات به جای تقسیم ارث، دفاع از ولایت فقیه را برایمان ترسیم کردی. سردار! من عمار نیستم اما طلحه و زبیر برایم کامنتهای تهدیدآمیز گذاشتهاند و من در نبود تو و باکری، در خط مقدم اینترنت تنها ماندهام. گلولههای گوگل به جان قلم من افتادهاند و هکرهای خداجو میخواهند آرمان مرا هک کنند. وصیتنامهات را بفرست سردار! نشانی وبلاگ من کمی آنسوتر از «سهراهی شهادت» است.
نویسنده : حسین قدیانی (فرزند شهید اکبر قدیانی)

نظرات ()

وقتی امام سجاد صلوات الله علیه چندین و چند بار غلام خود را صدا زد و جوابی نشنید، برخاست و به سراغ او رفت. وی را آرمیده در سایه ای یافت و از او پرسید چرا جوابم را نمی دهی؟ غلام با بی حیایی جواب داد: چون شما آقا هستید و کریم! و من از شما نمی ترسم!
حضرت کریمانه به پاس چنین سخنی غلام را آزاد کرد. غلام هر چه التماس کرد دیگر سودی نبخشید.
امروز فرمانده اسبق سپاه انقلاب اسلامی بعد از ماه ها و هفته به ندا درآمده است و خوشدلانه سراغ رهبری نظام آمده و از ایشان طلب راهکار برای خروج از بن بست دارد.
وقتی مردم کوفه از شهر خارج می شدند به قصد جنگ نرفتند گفتند می رویم و حسین را راضی می کنیم که با یزید بیعت کند و انشقاق در مسلمین ایجاد نکند. رفتند و آنچه نباید می شد، شد!
حسن بن علی در روزهای غریبی و امیری از ضربه چاقو از نزدیکان نیز در امان نماند و کار به جایی رسید که یارانش قول اسارت و تحویل وی را به معاویه دادند. اصحاب امام را مقصر خواندند و ذلت مومنین را برگرده امام دانستند، گوییا این امام بود که ترسید و گوییا این امام بود که نتوانست تشخیص دهد و گوییا این امام بود که اسلام را به درهم و دینار فروخت و این اصحاب خاص امام بودند که نتوانستند درک کنند چرا امام کریمانه و مظلومانه صلح کرد.
رفتار کریمانه و غیردفعی در اولیاء خدا چنان زیاد است که گاه بیماردلان را نیز به طمع می اندازد. حضرت امیرصلوات الله و سلامه علیه وقتی با پافشاری اصحاب در صفین مواجه شد، علی رغم تاکیداتش در ورق پاره بودن قرآن حاضر به مصالحه شد. نماینده را نیز یاران به امام تحمیل کردند. اما بدین جا هم راضی نشدند و خواستار اصلاح اشتباه امام در قبول حکمیت شدند. امام قدرت طلب نیست برای دنیا نیز نمی جنگد راضی به ریختن خون احدالناسی هم نیست ولی وقتی اصحاب درک نکنند که جنگ بین علی و معاویه جنگ بین مسلمین نیست جنگ بین اسلام و کفر است، امام چاره ای ندارد جز آن که در سطح فکری اصحاب عمل کند و خواسته آنها را اجابت کند.
سخنان مشفقانه اشعث بن قیس سردار جنگجوی علی را خواندنی است که چگونه امام را هدف تهمت تمرد از قرآن قرار می دهد و از او می خواهد حکمیت را بپذیرد: «ما برای تو همان مردان دیروز هستیم. در میان این قوم نیز هیچ کس بیش از من بر عراقیان دلسوز و بر شامیان کینه توز نیست. اما داوری کتاب خدا را بپذیر زیرا تو در استناد به قرآن از دیگران سزاوارتری. مردم هم زندگی را دوست دارند و از جنگ بیزارند.»
زمانی که عبداله بن سعد ابی صرح پس از فتح مکه قرار بود اگر در آویخته پرده کعبه هم باشد کشته شود، عثمان بن عفان نزد پیغمبر زندگی اش را شفاعت کرد، از کریم جز کرامت چه خیزد. بخشید و اصحاب متعجب و امیر متعجب! امیر از اینکه اصحاب امرش را انجام ندادند و اصحاب متعجب که چرا رسول الله از حرفش کوتاه آمد.
خداوند هر چه نعمت داده باشد به همان اندازه امتحان می گیرد.
هزار و چهارصد سال امتحان شیعیان در ناتوانی از درک دلایل اقدامات ولی خدا قرن هاست که به زحمت افتاده اند و این در عصر ما یک بار دیگر نیز تکرار شد و او که تا دیروز به آن روش اعتقاد داشت، آبروی خود را با خدا معامله کرد و برای حفظ اسلام جام زهر را نوشید. اصحاب خسته شدند و به دنبال راه گریز به هر مستمسکی متوسل شدند گاه پای آمریکا و اسرائیل را به ایران انقلابی باز کردند و گاه خواستار یک پیروزی برای یک مذاکره شدند و در نهایت شد آن چه نباید می شد!
امروز نیز روز دیگر امتحان الهی است که در آن خواص جامعه از درک حقیقت فتنه عاجزند و این مردمان از عصر رسول الله برترند که غیورانه از زندگی و کسب و کار و آبروی خویش گذشته و راهی خیابانها می شوند.
هر چند نامه محسن رضایی-بخوانید هاشمی رفسنجانی- علنی منتشر شده است ولی باید یادی کرد از ریاست مجلس شورای اسلامی و دو رئیس قوه قضائیه و صدا و سیمای جمهوری اسلامی به عنوان مراکزی که مسئولیت های مستقیمی در قبال قضایای اخیر داشته اند.
مجلس به عنوان قطب مردمی نظام وظیفه حمایت مردمی نهادی، در برخورد با تهمت زنندگان به نظام و انقلاب را داشت، قوه قضائیه مسئول رسیدگی به جرم بزرگ انتخاباتی و حراج کنندگان آبروی نظام اسلامی ، رسانه ملی نیز تریبون روشنگری و گره گشایی از فتنه اخیر بودند. امروز که صدا و سیما خودش از خودش تشکر می کند که چه زود مردم را بیدار کرده است، هفت ماه ابهام و اغلاق و پیچیدگی را در پنهان کردن ماهیت فتنه و نپرداختن بدان را فراموش کرده است. قوه قضائیه بعد از چند ماه هنوز به دنبال گرفتن وثیقه چندصدمیلیونی برای فرستادن مجرمان به مرخصی های سیاسی و پزشکی است. اهل تقنین شکایتی تنظیم کرده بودند، اگر به جایی رسیده است ما را نیز با خبر کنید. موضع گیرهای مفخّم و پرطمطراق رئیس مجلس در سفرهای استانی و تریبون های مختلف زخمی را دوا نمی کند و داغی را شفا نمی دهد. به راستی آبروی نظام و هتک جمهوری اسلامی در اتهام تقلب کمیسیون ویژه ای را برای پیگیری نمی طلبید. کشته شدن و ضرب و شتم به ناحق دستگیرشدگان مهم بود ولی شهیدسازی دروغین و خون شهدای بسیجی محترم و قابل توجه نبود. امروز نامه غیرمحترمانه دبیرمجمع تشخیص مصلحت نظام، با هشیاری افسران جوان جنگ نرم به سرعت خنثی شد، اما بی عملی مسئولین در افاده مواضع تند و آتشین و تجاهل و تغافل نسبت به تخلفات غیرقابل قبول و بسیار خطرناک است.
به راستی سست عنصرهایی که در میانه راه باز ماندند چه کسانی هستند. عقیده داریم ولی خدا کلامی را جز برای رضای خدا بر زبان نمی آورد. منحرف ها را شناخته ایم ولی آن کسانی که با استفاده از کرامت و نجابت امام جامعه در پوششی از «نفاق عملی» در بی توجهی به دستورات اکید مقام معظم رهبری گوشه عافیت نشسته اند چرا باید از تیغ تند انتقاد حزب الله در امان باشند.
این بار نباید مظلومیت ولی خدا تکرار شود، آن چه که تا امروز رهبر حکیم انقلاب مردانه و غریبانه به همراه امتش بر آن پای فشرده است، عرض اسلام و انقلاب و حق مردم بوده و آن چه امروز شیطان به درستی هدف گرفته است، تهمت و هتک همین پایمردی با ادبیاتی مشفقانه و دلسوزانه به نام ایجاد وحدت و تقدم عدالت بر آن است. خروج از بن بست های خودساخته و خودخوانده با فراموشاندن جنایت ها و خیانت هایی که به خون شهدا و امام شهدا و جمهوری عزیز اسلامی شده است.
الا و لایحمل هذاالعلم الا اهل البصر و الصبر
منبع : http://www.rajanews.com/detail.asp?id=42293
نظرات ()