سخنان امام حسین از مدینه تا کربلا

((اَیُّهَا اْلاَ میرُ اِنّا اَهْلُبَیْتِ النُّبُوَّةِ
وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفُ الْمَلائکَةِ
وَمَهْبَطُ الرَّحْمَةِ بِنافَتَحَاللّه وبِنا یَخْتِمُ.
وَیَزیدُ رَجُلٌ شارِِبُ الْخَمْرِ وَقاتِلُ النَّفْسِ الْمُحْتَرَمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَمِثْلى لایُبایِعُ مِثْلَهُ وَلکِنْ نُصْبِحُ وَتُصْبِحُونَ
وَنَنْظُرُ وَتَنْظُرُونَ اَیُّنا اَحَقُّ بِالْخِلافَةِ وَالْبَیْعَةِ))

اى امیر! ماییم خاندان نبوت و معدن رسالت ، خاندان ما است که محل آمد و رفت فرشتگان و محل نزول رحمت خداست ، خداوند اسلام را از خاندان ما شروع و افتتاح نموده و تا آخر نیز همگام با ما خاندان به پیش خواهد برد. اما یزید، این مردى که تو از من توقع بیعت با او را دارى مردى است شرابخوار که دستش به خون افراد بى گناه آلوده گردیده ، اوشخصى است که حریم دستورات الهى را درهم شکسته و علنا و در مقابل چشم مردم مرتکب فسق و فجور مى گردد. آیا رواست شخصیتى همچون من باآن سوابق درخشان و اصالت خانوادگى ، با چنین مرد فاسد بیعت کند و باید در این زمینه شما و ما آینده را در نظر بگیریم و خواهید دید که کدامیک از ما سزاوار و لایق خلافت و رهبرى امت اسلامى و شایسته بیعت مردم است .
با سروصدایى که در مجلس ولید پدید آمد و با سخن درشتى که امام علیه السلام مروان را مورد خطاب قرار داد، همراهان امام احساس خطر نموده و گروهى از آنان وارد مجلس گردیدند و پس ازاین گفتگو که امید ولید را نسبت به بیعت کردن امام و هرگونه سازش در مورد پیشنهاد وى به یاءس و ناامیدى مبدل مى کرد، امام علیه السلام مجلس را ترک نمود.

/ 0 نظر / 6 بازدید