از مدینه تا مکه : باز هم در کنار قبررسول خدا(ص )

متن سخن :
((اَللّهُمَّ اِنَّ هذا قَبْرُ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صلّى اللّه علیه و آله
وَاَنَا ابْنُ بِنْتِ نَبِیِّکَ وَقَدْ حَضَرنى مِنَ اْلا مْرِ ما قَدْ عَلِمْتَ
اَللّهُمَّ اِنِّى اُحِبُّ الْمَعْرُوفَ وَاُنْکِرُ الْمُنْکَرَ
واءساءلُکَ یاذَاالْجَلالِ وَالاْ کْرامِ بِحَقِّ الْقَبْرِ وَمَنْ فِیهِ اِلاّ اخْتَرْتَ لى ما هُو لَکَ رِضىً وَلِرَسُولِکَ رِضىً))(7)
ترجمه و توضیح :
امام علیه السلام پس از تصمیم گیرى به حرکت ، شب دوم و براى دومین بار به زیارت قبر پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله نایل گردید و با این جملات ، بار دیگر به زیارت جد بزرگوارش پرداخت :
خدایا! این قبر پیامبر تو محمد صلى اللّه علیه و آله ست و من فرزند دختر پیامبر تو و براى من پیشامدى رخ داده است که خود مى دانى . خدایا! من معروف و نیکى را دوست دارم و از بدى و منکر بیزارم ، اى خداى ذوالجلال و کرامت بخش ! به احترام این قبر و کسى که در میان آن است از تو درخواست مى کنم راهى را در پیش روى من بگذارى که مورد رضا و خشنودى تو و مورد رضاى پیامبر تو است .
بنابه نقل خوارزمى ، امام آن شب را تا صبح در کنار قبر پیامبر مشغول عبادت و مناجات با پروردگار بود به طورى که در این مناجات ، گریه ها و آه و ناله هاى فرزند على علیه السلام آن پارساى شب و قهرمان میدان نبرد،به گوش مى رسید و...
نتیجه :
در این دو زیارت ، امام علیه السلام مسیر خود را ترسیم نموده و به اهمیت حرکت خویش اشاره مى کند و به طورى که دیدیم در زیارت اول در ضمن گلایه و شکوه از سردمداران بنى امیه در یک جمله کوتاه آمادگى خویش را براى شهادت اعلام مى کند و مى گوید: این شکایت من است به پیشگاه تو تا به حضورت بشتابم .
و در زیارت دوم سخن از پیشامد مهمى است که بر وى رخ داده است ، پیشامدى که از دید پسر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله مهم است نه از دید یک فرد عادى .
و سخن از این است که فرزند على بن ابى طالب علیه السلام حبّ و ولع شدید به نیکیها دارد و از منکرات متنفر و بیزار است و مقتضاى این حبّ و نفرت و بیزارى که مورد رضاى خدا و رسول هم مى باشد آماده بودن براى پذیرش هر آنچه مى تواند در تحکیم معروف و انهدام پایه هاى منکرات مؤ ثر باشد حتى بذل جان و ایثار خون .

/ 0 نظر / 7 بازدید